چند لحظه دور از درس و کتاب
نوشته شده توسط آزاده نوروزقزوینی در ۲۷ آذر ۱۳۸۸ در دسته یافته های جدید پزشکی
مرغان دریایی
در ساحل سن دیگوی کالیفرنیا قدم می زدم و با زنی پیر و سنت ماه (نوعی مکتب اسراری زنانه که بر اساس هماهنگی نیروهای طبیعت کار می کند) صحبت می کردم. خیره به پرندگانی که روی دیوار ساحلی نشسته بودند پرسید: دوست داری یک مرغ دریایی را لمس کنی؟ روشن بود که دوست داشتم. اما هر بار به آنها نزدیک می شدم پرواز کنان می گریختند.
.

.
او گفت: سعی کن به آنها عشق بورزی. بعد این عشق را مثل یک رشته نور از درون قلبت بیرون بکش و به قلب مرغ دریایی بتابان و در آرامش به او نزدیک شو.
به توصیه های آن زن عمل کردم دو بار موفق نشدم اما بار سوم گویی به حالت جذبه وارد شده باشم توانستم مرغ دریایی را لمس کنم. جذبه ی خودم را با همان نتیجه مثبت تکرار کردم. این تجربه را در اینجا برای آنانی تعریف می کنم که دوست دارند دست به این تجربه بزنند.
دوست جادوگرم گفت: عشق در جاهایی پل می زند که غیر ممکن می نماید.



