به مناسبت ۱۶ آذر، روز پرواز ۳ یار دبستانی و روز دانشجو

نوشته شده توسط در ۱۶ آذر ۱۳۸۸ در دسته طنز و فکاهی | مناسبت ها

به بهانه روز دانشجو تصمیم گرفتیم یه معرفی از این روز داشته باشیم بعد اون هم دانشجویان را توصیف کنیم. اگه نظر خاصی داشتید لطفا ما رو بی بهره نذارید.

اسم دانشجو که به گوش می خورد یک موجودی توی ذهن مجسم می شود که علم، نقد و شعور و فکر از توی گوش و چشم هایش دارد فوران می کند، موجودی که روی پایش بند نمی شود و پر از انرژی و شور است. کسی که سکوت وسکون برایش معنی ندارد و توی کله اش کلی فکر های عجیب و غریب و البته ناب وجود دارد. موجودی که شبیه آدم های دیگر نیست برای همین هم خیلی ها دوست دارند به روزی برسند که نامشان دانشجو شود و خیلی ها خیلی از سال های عمرشان را می گذارند تا پسوند دانشجو بگیرند! نگاه به دانشجو جماعت هم با نگاه های دیگر فرق دارد، همه به چشم موجودی به آنها نگاه می کنندکه خیلی چیز سرش می شود، کلی هم حالی اش است و شاید همین انتظار کار را سخت می کند چون همه انتظار دارند دانشجو با همان علم و شعور و فهم فکر کند، نقد کند، تصمیم بگیرد و عمل کند و … و این انتظار و توقع ریشه تاریخی دارد چون سال هاست که توی برگه های تقویم روزی به نام همین موجود ثبت شده است یعنی روزی به نام دانشجو! روزی که برخواسته از یک اتفاق و شاید هم یک جریان بزرگ در عالم دانشجویی بود. اتفاقی که ۵۶ سال پیش یعنی ۱۶ آذر ۱۳۳۲ توی دانشگاه تهران رقم خورد و نگاه به دانشجو و دانشگاه را از یک محصل ساده و یک مدرسه معمولی برای تحصیل فراتر برد. توی آن بند و بساط کودتای ۱۳۳۲ که حکومت توانسته بود به کمک عوامل آمریکایی دولت مصدق را برکنار کند، ورود یک مقام آمریکایی یعنی جناب نیکسون بهانه خوبی برای اعتراضات و جنبش بزرگ دانشجویان علیه دخالت آمریکا، استبداد حکومت و حضور در عرصه سیاسی کشور بود که نتیجه این ایستادگی و مقاومت شهادت سه نفر از دانشجویان دانشگاه تهران شد و حالا روزی که نه فقط به خاطر شهادت بلکه به خاطر اهداف و آرمان های دانشجویانی که جنبش بزرگ دانشجویی را ایجاد کردند به نام دانشجو ثبت شد. روزی که به دانشجو کلی معنی و مفهوم می دهد.

.

Student

.

اما در اوصاف دانشجویان …
اولش همه مان سرو ته یک کرباسیم یعنی همه درس می خوانیم که برویم دانشگاه تا بعد دانشجو شویم که هم ادامه تحصیل داده باشیم هم یک پزی به در و همسایه و بعد هم مدرکی که بتواند دستمان را یک جایی بند کند! اما همین که وارد دانشگاه می شویم دیگر موضوع فرق می کند یعنی دانشجو با دانشجو فرق می کند، همان طور که میوه با میوه فرق دارد! آن وقت دلیل نمی شود که چون نام همه ما دانشجو است و همه در دانشگاه درس می خوانیم شبیه هم فکر کنیم یا مثل هم عمل کنیم یا هدف های یکسانی داشته باشیم، برای همین دانشجوها هم انواعی دارند. انواع مختلف که هر نوعشان ویژگی ها و خصوصیات و اهداف متفاوتی با هم دارند و اگر یک میکروفون جلویشان بگذاریم و درباره خودشان و عالم دانشجویی شان و اهداف و آرمان هایشان و حتی رسالتشان سوال کنیم با کلی جواب های مختلف رو به رو می شویم. اما همه این انواع مختلف را می توان توی ۳ دسته جمعـشان کرد، ۳ دسته دانشجویی که اگر سرتان را بچرخانید حتما توی دانشگاه به آن بر می خورید یا اصلا خودتان جزو یکی از این سه دسته هستید :
« فقط به عشق تحصیل »
همان هایی که جزوه هایشان جان می دهد برای امتحانات آخر ترم، همان هایی که گاهی توضیحاتشان از استاد هم پربارتر و بهتر است، همان هایی که تنها کتاب می بینند و دیگر هیچ! و در تمام طول تحصیل سرشان که نه، همه وجودشان در درس است و اگر بمب هم در دانشگاه بترکانند این ها خم به ابرو نمی آورند و سر ساعت توی کلاس حاضر می شوند! برای این جور دانشجوها اینکه در کشور چه می گذرد؟ دنیا دست کی هست و چه کسی دارد بر جهان حکومت می کند همان قدر ارزش دارد که پفک نمکی دارد !!
طی کردن مدارج علمی و شرکت در سمینارهای تخصصی بدون توجه به اتفاقات و رویدادهای اطراف هدف اصلی این دانشجوهاست و در بی توجهی به جامعه به قول معروف دست کمی از سیب زمینی ندارند !
« فقط به عشق فعالیت »
تمام هم و غمشان می شود برگزاری فلان همایش یا فلان اردو یا دعوت از فلان استاد کشوری برای برگزاری جلسات فرهنگی ! این دانشجویان آن قدر توی کارهای غیر درسی غرق می شوند که یادشان می رود آمده اند کمی دانش هم کسب کنند و در عوض گروه بالا خدا نکند توی جامعه اتفاقی بیفتد فردایش این جور دانشجوها یا تجمع می کنند یا بیانیه صادر می کنند یا بهانه ای می شود برای هزاران جلسه شبانه روزی دیگر! آخر ترم هم مشروط شدنشان روی شاخش است، اگر هم نشوند و خیلی همت کنند چند درس را با نمره ناپلئونی قبول می شوند تا حفظ آبرو کرده باشند! این دسته یادشان رفته است که توی سنگر علم و دانش هستند.
نکته انحرافی : البته حالت بینابینی دو دسته بالا هم در دانشگاه ها یافت می شود.

« فقط به عشق هیچی »

این گروه که فکر می کنیم وضع شان از بقیه وخیم تر است دیگر آخر دانشجویی هستند چون نه درس درست و حسابی می خوانند نه کارهای غیر درسی انجام می دهند (البته خوب می خوابند!) دانشجویان خاکستری بی تفاوت هستند و از ۷ دولت که نه از ۷۰ دولت آزادند.

این ها نه سمینار و علم سرشان می شود، نه کارهای فرهنگی و سیاسی و فقط می آیند دانشگاه و بر می گردند مثل آدم آهنی کوک شده ! نه دغدغه کسب مدارج علمی را دارند نه دغدغه ایجاد یک تحول فکری و اجتماعی را ! ما مانده ایم اینها به چه امیدی زنده اند و اصلا توی دانشگاه چه کار می کنند !!

راستی ۱۶ آذر ما رو یاد روز های کنکور و ثبت نام اون میندازه. ان شاا… که کنکوری ها هم موفق باشن.

.

منبع : بر گرفته از شماره ۱۴۰ ویژه نامه جیم روزنامه خراسان (با تصرف)

نوشته های مرتبط :

برچسب ها: , , , ,

دیدگاه و نظر خود را بنگارید




Anti-Spam Protection by WP-SpamFree

مجله اینترنتی پزشکده
قدرت گرفته با وردپرس | فارسی سازی: م.پورعلی
PHVsPjwvdWw+